بورس ایرانیان
انجمن حمایت از بیماری های خاص، شماره حساب ٣٤٣٤ بانک ملی شعبه اسکان
انجـــمن تالاسمی ایران، شمــــاره حســـــاب ٦/٥١٥١ بانــــک ملــت شعبه بهشتی
شـیر خوار گاه آمنه، شمــــاره حســـــاب ١٠٥٠١٠ بانـــک ملت شعبه فیاض بخش

بازگشت   بورس ایرانیان > بازار سرمایه > بورس اوراق بهادار
راهنماي سايت ليست كاربران تقويم دریافت کتاب جستجو ارسالهاي امروز علامت گذاري بفرم خوانده شده ترينها

پاسخ
 
ابزارهاي تاپيک نحوه نمايش
  #1  
قديمي 04-14-2005, 11:10 AM
سارا سارا آفلاين است
Senior Member
عضو پيشرو
 
تاريخ عضويت: Oct 2004
پست ها: 1,704
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 77
تشکر شده: 71 بار در 36 پست
پيش فرض شركتهاي موج سومي - دكتر اديب

تنها شرکتهای موج سومی در ايران امکان بقادارند
شركتهاي موج سومي
1- ايدئولوژي جديد توليد در دنيا كه شركتهاي موج سومي با آن شناخته ميشوند بر يك اصل اساسي استوار است كوچك زيباست اما كوچك تنها در غالب قرار گرفتن در شبكههاي بزرگ است كه امكان بقا دارد .
2- شركتهاي موج دومي كه جامعه صنعتي با آن شناخته ميشود بر يك اصل اساسي استوار بود ، تمركز هر چه بيشتر توليد در يك واحد بزرگ، لذا شركتهاي موج دومي بر توليد انبوه استوار بود . ساختار مديريتي نيز بسيار متمركز بود . شركت موج دومي بر اساس تمركز حداكثر تصميمگيري در رأس هرم سازمان استوار بود .
3- براي اداره يك شركت موج دومي در جامعه صنعتي تنها نياز به 30 تخصص بود اما اداره يك شركت موج سومي در عصر فراصنعتي به 200 تخصص احتياج دارد . لذا نه تمركز 200 تخصص در رأس هرم تصميمگيري يك كارخانه امكان پذير است و نه تمركز فعاليتهاي توليدي و خدماتي 200 تخصص در يك كارخانه به صلاح ميباشد.
4- شركتهاي موج سومي كه از سال 1980 ميلادي به بعد ايجاد شد و امروز 93 درصد شركتهاي عضو بورس ژاپن را تشكيل ميدهند تنها به سيستمي از قراردادها تبديل شدهاند . كارخانه انبوهزدايي ميشود . حداكثر ده تخصص در داخل كارخانه متمركز ميشوند و كالا و خدمات در 190 تخصص ديگر از شركتهاي كوچكي كه بيرون از كارخانه هستند و مالكيت و مديريتي متفاوت دارند خريداري ميكند. ده كمپاني خودروساز در وضع موجود 90 درصد خودرو دنيا را توليد ميكنند . كمپاني فولكس واگن يكي از اين ده كمپاني است و اين كمپاني با 54000 شركت كوچك قرارداد خريد كالا و خدمات امضاء كرده است . كمپاني فولكس واگن 5/98 درصد از كالا و خدمات مورد نياز خود را در چارچوب اين قراردادهاست كه خريداري ميكند به عبارت ديگر 5/98 درصد از كالا و خدمات مورد نياز صرفاً خريداري ميشود و كارخانه در توليد آن نقشي ندارد . تافلر تئوريسين شركتهاي موج سومي مينويسد خريد كالا و خدمات از بيرون شركت هر چه بيشتر باشد باز هم كم است و توليد كالا و خدمات در داخل يك شركت هر چه كمتر باشد باز هم زياد است . اين گزاره ايدئولوژي شركتهاي موج سومي است .
5- جهان در حال عبور از عصر كارخانههاي دودكشي و ورود به عصر «فرا كارخانه» است . عصر فراكارخانه بر يك مطايبه ظرفيت قرار دارد . توليد كالا و خدمات در درون يك كارخانه آنقدر تقليل مييابد كه انگار ديگر اصلاً كارخانهاي وجود ندارد. يك كارخانه به سيستمي از هزاران قرارداد تبديل ميشود. «كوچك » تنها هنگامي كه در زنجيره يك كمپاني معظم قرار گيرد امكان بقا و دوام دارد و در اين چارچوب است كه در عصر فراصنعتي برتز «كوچك زيباست» تأكيد ميشود .
6- در ايران تز «كوچك زيباست» بعضاً بد فهميده شده است و عدهاي داراي اين تصوراند كه توليد كنندگان خرد را بدون قرار گرفتن در يك شبكه معظم ميتوان سامان داد . بسياري از كارخانههاي عضو بورس ايران كوچكاند اما نظر به اينكه در شبكه يك كمپاني معظم قرار ندارند مصداق تز كوچك زيباست نخواهند بود و لذا در صورت عضويت ايران در WTO و انطباق بورس ايران با بورس بينالملل ، امكان بقا نخواهند داشت .
7- توليد كنندگان خرد در ايران طي 5 سال آينده يا بايد در چارچوب شبكههاي پيچيده قرار گيرند و يا اينكه حذف خواهند شد .
8- در كمپاني فولكس واگن، در 97 درصد موارد، توقف توليد كالا و خدمات در داخل كارخانه و خريد آن از يك شركت بيروني ، به كاهش هزينه تمام شده منجر شده است و در كمپاني توشيبا اين به 9/98 درصد رسيده است در واقع تز كوچك زيباست ايدئولوژي توليد در جامعه فراصنعتي براي كاهش هزينه و ارتقاء سطح بهرهوري است .
9- شركت موج سومي بر توسعه مشاغل خانگي نيز استوار است . امور اداري در يك شركت موج سومي را به سادگي ميتوان به خارج از آن كشور و يا خانه منتقل كرد . امور نرمافزاري بسياري از كمپانيهاي عضو بورس بينالملل به هند منتقل شده است . دستمزد در هند بسيار ارزان تر از غرب است و همين طور افراد با شبكه اينترنت ميتوانند اين امور را در منزل به جاي كارخانه انجام دهند حضور پرسنل در كارخانه براي شركت هزينه دارد اگر افراد ميتوانند بالاخص امور نرم افزاري را در منزل انجام دهند اين سبب كاهش هزينه قابل ملاحظهاي ميشود . انتقال كار از كارخانه به منزل به خصوص به وسيله خانمها مورد استقبال قرار ميگيرد . جامعه فراصنعتي محصول انقباض مكان است و با اينترنت انسان همواره در مقصد قرار دارد و به اين طريق مكان مفهوم خود را در برخي از امور از دست ميدهد . كارمندي كه به امور نرمافزاري ميپردازد محل كار او ميتواند اطاق مجاوز مدير عامل باشد و يا در هند و يا در خانه. در يك شركت موج سومي مراجعه پرسنل يك كارخانه به يكديگر در 83 درصد موارد مراجعه اينترنتي است و نه مراجعه حضوري لذا مكان فلسفه وجودي خود را از دست ميدهد.
10- نظر به اينكه يك شركت موج سومي نياز به 200 تخصص دارد ، تمركز تصميمگيري در سطح بالاي مديريتي در عمل ممكن نيست چون مدير عامل و هيأت مديره فاقد تخصصهاي لازم براي اظهار نظر در آن هستند . لذا در شركت موج سومي گرايش به انتقال دايره تصميمگيري از سطوح بالاي سازمان به سطوح پائينتر به قوت مشاهده ميشود . لذا شركتهاي موج سومي ، دمكراتيك تر از شركتهاي موج دومي هستند.
11- شركتهاي موج سومي تا ميتوانند بايد وظايفشان را از طريق مقاطمه به ديگران واگذار كنند ، به اين ترتيب شركت آگاهانه محدود و از درون خالي ميشود . كاركنانش به حداقل كاهش مييابد، فعاليتهايش در نقاط مختلف انجام ميشود و شركت به چيزي تبديل ميشود كه آن را شبكه پيچيده قرار دادها مينامند .
هندي مينويسد : اين سازمانها ساده شده و بعضاً نا پيدا اكنون ركن اصلي جهان ما هستند .
در شركتهاي موج سومي تا جايي كه بتوانندتصميمگيري را از بالا به پائين و به حاشيه منتقل سازند، شركتها ميكوشند دامنه اختيارات كاركنانشان را وسعت دهند و اين نه ناشي از نوع دوستي كه به خاطر آن است كه پرسنل ردههاي پائين تر از كليه اداره كنندههاي رأس هرم غالباً اطلاعات و آگاهيهاي بيشتري دارند و عموماً در مقابل بحرانها واكنشهاي سريعتري نشان ميدهند چيدن تخم مرغ ها در چند سبد، اساس مديريت موج سومي است .
تنوع و پيچيدگي جامعه سوم ، سازمانهاي بسيار متمركز را از كار مياندازد . اگر همه تخم مرغهاي تصميمگيري در يك سبد ريخته شود مديريت با تراكم بيش از حد تصميمات روبرو ميشود . امروز در تهران مجلس و كاخ رياست جمهوري با يكديگر مسابقه گذاشتهاند و سعي دارند در باب مسائل پيچيده و بسيار متغيري كه درباره آن خيلي خيلي كم ميداند، تصميمات عديده اتخاذ كنند .
12- در اقتصاد عضله بنياد موج دوم، گردانندگان كارخانه براي خطوط مونتاژشان خيل عظيم كارگران كوكي و قابل تعويضي را ترجيح ميدادند كه سرشان به كار خودشان باشد و فكر نكنند . كارخانههاي موج دومي، به كارگر يدي احتياج داشتند تا كارگري فكري ، بسياري از مديران بورس در تهران تفكر پيش كامپيوتري دارند ويا به زبان بسيار صريحتر تفكر پيش اينترنتي ، در كارخانه داراي تا قبل از اينكه ربات، كامپيوتر و اينترنت نهادي شود اصل تقسيم كار نهادي شد با اصل تقسيم كار، امور در كارخانه تقسيم شد و كارگر بايد يك كار ثابت را كه حداكثر به يك دقيقه زمان احتياج داشت را مدام تكرار كند . كارگر كارخانه كسي بود كه يك مجموعه يك دقيقهاي را بايد ميليون بار در زندگي خود تكرار ميكرد . اما با آمدن ربات و اينترنت اين كار تكراري از انسان گرفته شد و به ربات واگذار شد . در كارخانه ما قبل ربات كارگر يك ماشين كوكي بود كه بايد يك كار را تكراري انجام مي داد . لذا نبايد فكر ميكرد و چون كار تكراري او به تخصص چنداني احتياج نداشت بسادگي نيز قابل تعويض بود . اما در شركت موج سومي با جايگزين شدن ربات به جاي كارگر كوكي ، شركت به كارگر فكري و برنامه ريز احتياج دارد .
از 200 تخصصي كه در يك شركت موج سومي مورد احتياج است بيش از 190 تخصص را بايد افرادي انجام دهند كه در رأس هرم سازمان نيستند . اين افراد نميتوانند يك كارگر بدون فكر باشند . در كارخانه موج دومي وظيفه پرسنل كاركردن بود و وظيفه مدير عامل فكر كردن . در شركت موج سومي ، با انتقال تصميمگيري در امور تخصصي از رأس هرم به بدنه، فكر كردن به تقدم يك پرسنل تبديل ميشود .
اقتصاد موج سوم به كارگراني احتياج دارد كه فكر كنند سوال كننده مبتكر باشند، و از خطر كردن در توليد استقبال كنند، كارگران كه به راحتي قابل تعويض نباشند .
شكل آشناي كارخانه در گذشته محو شده است . كارخانه مظهر اصولي است نظير استاندار سازي و بيشينه سازي و تمركز و تشريفات اداري . اما توليد موج سومي . توليدي است پسا كارخانهاي و مبتني بر اصول جديد. توليد موج سومي در اماكني صورت ميگيرد كه كوچكترين شباهتي به كارخانه ندارند . در واقع بخش اعظمي از توليد موج سومي در خانه، دفتر كار اتومبيل و هواپيما انجام ميشود .
13- تئوريهاي موج دومي در مورد كارايي ديگر پاسخگو نيست . نبايد خود را در دام تصورات كارگري از واقعيت محصور كرد . ميليون ها ايراني فقير و متوسط در مقابل گذار به شركتهاي موج سومي مقاومت مي كنند . ترس موجه و به جاي آنان اين است كه در اين فرآيند جا بمانند شغلشان را از دست بدهند و به سطوح پائين تر بلغزند . با تغيير فن آوري ، شاهد منسوخ شدن يكشبه مهارتها هستيم و با اين فرآيند افراد بسيار ماهر و تعليم ديده ناگهان بيكار ميشوند .
14- در جامعه موج سوم، عمده اشتغال در بخش خدمات است و نه در بخش صنعت و كشاورزي. اساساً طلايه داران اوليه جامعه موج سوم زماني مشاهده شدند كه در سال 1959 در آمريكا تعداد پرسنل بخش خدمات بيشتر از پرسنل بخش صنعت شدند. در ايران هر هنگام كه ميخواهند براي اشتغال برنامه ريزي كنند تصور عمومي اين است كه بايد براي بخش خدمات محدوديت ايجاد كنند و درست بر عكس اين تز، تنها بخشي كه ميتواند خيل عظيم بيكاران را جذب كند، بخش خدمات ميباشد. در آمريكا 5 درصد، و كانادا 7 درصد و در استراليا 6 درصد شاغلين در بخش كشاورزي هستند . بخش كشاورزي ديگر اشتغال چنداني ايجاد نميكند . و با جايگزين شدن ربات به جاي كارگر و كامپيوتر به جاي كارمند صنعت ديگر اشتغال چنداني ايجاد نميكند در وضع موجود نيز اكثريت ايرانيان نه كارگرند و نه كشاورز و اين ساختار موج سومي اشتغال در ايران را گواهي ميكند . ما درد زايمان تمدني جديد را از سر ميگذرانيم كه نهادهايش هنوز مستقر نشده است . ايراني كاملاً متفاوت در حال سر در آوردن است . ما براي بهبود كيفيت زندگي مردم به سطح بيشتري از اشتغال در زمينه خدمات نياز داريم و نه كمتر . ويژگي شاخص شركتهاي موج سومي ، جوان ماندن آنهاست . جوان ماندن از نظر سن شركت و از نظر نيروي كار ، رقابت بي امان آنان را ناگريز از نوآوري مداوم ميكند اين امر به معناي چرخههاي كوتاه توليد است كه به نوبه خود مستلزم چرخش و جابجايي سريع افراد و ابزارها و عمليات اداري است .
16- شبكه ديجيتال قلب و زيربناي شركتهاي موج سومي است . مشكلات كشور را ديگر نميتوان در چارچوب تمدن صنعتي حل كرد .
17- در شركتهاي ايراني، مشاغل يدي محض به تدريج محو ميشود و كارگران فكري جاي كارگران دست ورز را ميگيرند .
18- نظام موج سومي توليد ثروت ، روابط ديرينه قدرت را در شركتها ، اتحاديهها و حكومت به خطر مياندازد.
19- چه بايد كرد؟ بايد ضمن آنكه به سوي آينده حركت ميكنيم سعي داشته باشيم كسي را جا نگذاريم .
20- ارتقاء سطح بهرهوري و كيفيت در ايران من بعد سمت و سوي موج سومي خواهد داشت .
پاسخ با نقل قول
  #2  
قديمي 04-14-2005, 04:52 PM
آواتار سهامدار جزء
سهامدار جزء سهامدار جزء آفلاين است
Senior Member
عضو فعال
 
تاريخ عضويت: Nov 2004
پست ها: 609
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 0
تشکر شده: 3 بار در 2 پست
پيش فرض

اين رو از كجا پيدا كردين؟ من به اين آقاي دكتر اديب ارادت خاصي دارم.
__________________
پول سخت بدست مي آيد و راحت از دست مي رود
Ihara Saikaku
پاسخ با نقل قول
  #3  
قديمي 04-14-2005, 07:31 PM
سارا سارا آفلاين است
Senior Member
عضو پيشرو
 
تاريخ عضويت: Oct 2004
پست ها: 1,704
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 77
تشکر شده: 71 بار در 36 پست
پيش فرض

آقاي صمدي اين مطالب ارزشمند را از سايت ايشان اوردم .

Ξ لینک تنها برای اعضا قابل مشاهده است Ξ

پاسخ با نقل قول
  #4  
قديمي 04-14-2005, 07:48 PM
آواتار Tehrani
Tehrani Tehrani آفلاين است
Administrator
عضو معتبر
 
تاريخ عضويت: Sep 2004
پست ها: 4,462
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 179
تشکر شده: 867 بار در 446 پست
پيش فرض

خانم سارا متشكرم از بابت تمامي زحمات
فراواني كه در اين سايت متحمل مي گرديد
__________________
هيچ ثروتي چون عقل و هيچ ميراثي چون ادب و هيچ پشتيباني چون مشورت نخواهد بود علي عليه سلام

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟ ... دوره ارزانیست / شرافت ارزان ... تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر / آبرو قیمت یک تکه نان / و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان
پاسخ با نقل قول
  #5  
قديمي 04-14-2005, 08:42 PM
hamidreza hamidreza آفلاين است
Senior Member
عضو كوشا
 
تاريخ عضويت: Dec 2004
پست ها: 175
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 0
تشکر شده: 0 بار در 0 پست
پيش فرض

به حق زحمات سارا خانم در اين سايت جاي تقدير داره
__________________
يا حق
پاسخ با نقل قول
  #6  
قديمي 02-09-2009, 11:25 AM
سارا سارا آفلاين است
Senior Member
عضو پيشرو
 
تاريخ عضويت: Oct 2004
پست ها: 1,704
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 77
تشکر شده: 71 بار در 36 پست
پيش فرض

یاد دکتر ادیب به خیر . به حق است که یکبار دیگر این تاپیک بالا بیاید و نظرات ایشان که در سال 2005 بیان شده بود دوباره مرور گردد.
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر به خاطر این پست از سارا تشکر کرده اند :
ali karimi (02-09-2009), maggi (02-12-2009)
  #7  
قديمي 07-12-2010, 03:54 PM
سارا سارا آفلاين است
Senior Member
عضو پيشرو
 
تاريخ عضويت: Oct 2004
پست ها: 1,704
تعداد تشکر از کاربران دیگر: 77
تشکر شده: 71 بار در 36 پست
پيش فرض

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله سارا نمايش پست
تنها شرکتهای موج سومی در ايران امکان بقادارند
شركتهاي موج سومي
1- ايدئولوژي جديد توليد در دنيا كه شركتهاي موج سومي با آن شناخته ميشوند بر يك اصل اساسي استوار است كوچك زيباست اما كوچك تنها در غالب قرار گرفتن در شبكههاي بزرگ است كه امكان بقا دارد .
2- شركتهاي موج دومي كه جامعه صنعتي با آن شناخته ميشود بر يك اصل اساسي استوار بود ، تمركز هر چه بيشتر توليد در يك واحد بزرگ، لذا شركتهاي موج دومي بر توليد انبوه استوار بود . ساختار مديريتي نيز بسيار متمركز بود . شركت موج دومي بر اساس تمركز حداكثر تصميمگيري در رأس هرم سازمان استوار بود .
3- براي اداره يك شركت موج دومي در جامعه صنعتي تنها نياز به 30 تخصص بود اما اداره يك شركت موج سومي در عصر فراصنعتي به 200 تخصص احتياج دارد . لذا نه تمركز 200 تخصص در رأس هرم تصميمگيري يك كارخانه امكان پذير است و نه تمركز فعاليتهاي توليدي و خدماتي 200 تخصص در يك كارخانه به صلاح ميباشد.
4- شركتهاي موج سومي كه از سال 1980 ميلادي به بعد ايجاد شد و امروز 93 درصد شركتهاي عضو بورس ژاپن را تشكيل ميدهند تنها به سيستمي از قراردادها تبديل شدهاند . كارخانه انبوهزدايي ميشود . حداكثر ده تخصص در داخل كارخانه متمركز ميشوند و كالا و خدمات در 190 تخصص ديگر از شركتهاي كوچكي كه بيرون از كارخانه هستند و مالكيت و مديريتي متفاوت دارند خريداري ميكند. ده كمپاني خودروساز در وضع موجود 90 درصد خودرو دنيا را توليد ميكنند . كمپاني فولكس واگن يكي از اين ده كمپاني است و اين كمپاني با 54000 شركت كوچك قرارداد خريد كالا و خدمات امضاء كرده است . كمپاني فولكس واگن 5/98 درصد از كالا و خدمات مورد نياز خود را در چارچوب اين قراردادهاست كه خريداري ميكند به عبارت ديگر 5/98 درصد از كالا و خدمات مورد نياز صرفاً خريداري ميشود و كارخانه در توليد آن نقشي ندارد . تافلر تئوريسين شركتهاي موج سومي مينويسد خريد كالا و خدمات از بيرون شركت هر چه بيشتر باشد باز هم كم است و توليد كالا و خدمات در داخل يك شركت هر چه كمتر باشد باز هم زياد است . اين گزاره ايدئولوژي شركتهاي موج سومي است .
5- جهان در حال عبور از عصر كارخانههاي دودكشي و ورود به عصر «فرا كارخانه» است . عصر فراكارخانه بر يك مطايبه ظرفيت قرار دارد . توليد كالا و خدمات در درون يك كارخانه آنقدر تقليل مييابد كه انگار ديگر اصلاً كارخانهاي وجود ندارد. يك كارخانه به سيستمي از هزاران قرارداد تبديل ميشود. «كوچك » تنها هنگامي كه در زنجيره يك كمپاني معظم قرار گيرد امكان بقا و دوام دارد و در اين چارچوب است كه در عصر فراصنعتي برتز «كوچك زيباست» تأكيد ميشود .
6- در ايران تز «كوچك زيباست» بعضاً بد فهميده شده است و عدهاي داراي اين تصوراند كه توليد كنندگان خرد را بدون قرار گرفتن در يك شبكه معظم ميتوان سامان داد . بسياري از كارخانههاي عضو بورس ايران كوچكاند اما نظر به اينكه در شبكه يك كمپاني معظم قرار ندارند مصداق تز كوچك زيباست نخواهند بود و لذا در صورت عضويت ايران در Wto و انطباق بورس ايران با بورس بينالملل ، امكان بقا نخواهند داشت .
7- توليد كنندگان خرد در ايران طي 5 سال آينده يا بايد در چارچوب شبكههاي پيچيده قرار گيرند و يا اينكه حذف خواهند شد .
8- در كمپاني فولكس واگن، در 97 درصد موارد، توقف توليد كالا و خدمات در داخل كارخانه و خريد آن از يك شركت بيروني ، به كاهش هزينه تمام شده منجر شده است و در كمپاني توشيبا اين به 9/98 درصد رسيده است در واقع تز كوچك زيباست ايدئولوژي توليد در جامعه فراصنعتي براي كاهش هزينه و ارتقاء سطح بهرهوري است .
9- شركت موج سومي بر توسعه مشاغل خانگي نيز استوار است . امور اداري در يك شركت موج سومي را به سادگي ميتوان به خارج از آن كشور و يا خانه منتقل كرد . امور نرمافزاري بسياري از كمپانيهاي عضو بورس بينالملل به هند منتقل شده است . دستمزد در هند بسيار ارزان تر از غرب است و همين طور افراد با شبكه اينترنت ميتوانند اين امور را در منزل به جاي كارخانه انجام دهند حضور پرسنل در كارخانه براي شركت هزينه دارد اگر افراد ميتوانند بالاخص امور نرم افزاري را در منزل انجام دهند اين سبب كاهش هزينه قابل ملاحظهاي ميشود . انتقال كار از كارخانه به منزل به خصوص به وسيله خانمها مورد استقبال قرار ميگيرد . جامعه فراصنعتي محصول انقباض مكان است و با اينترنت انسان همواره در مقصد قرار دارد و به اين طريق مكان مفهوم خود را در برخي از امور از دست ميدهد . كارمندي كه به امور نرمافزاري ميپردازد محل كار او ميتواند اطاق مجاوز مدير عامل باشد و يا در هند و يا در خانه. در يك شركت موج سومي مراجعه پرسنل يك كارخانه به يكديگر در 83 درصد موارد مراجعه اينترنتي است و نه مراجعه حضوري لذا مكان فلسفه وجودي خود را از دست ميدهد.
10- نظر به اينكه يك شركت موج سومي نياز به 200 تخصص دارد ، تمركز تصميمگيري در سطح بالاي مديريتي در عمل ممكن نيست چون مدير عامل و هيأت مديره فاقد تخصصهاي لازم براي اظهار نظر در آن هستند . لذا در شركت موج سومي گرايش به انتقال دايره تصميمگيري از سطوح بالاي سازمان به سطوح پائينتر به قوت مشاهده ميشود . لذا شركتهاي موج سومي ، دمكراتيك تر از شركتهاي موج دومي هستند.
11- شركتهاي موج سومي تا ميتوانند بايد وظايفشان را از طريق مقاطمه به ديگران واگذار كنند ، به اين ترتيب شركت آگاهانه محدود و از درون خالي ميشود . كاركنانش به حداقل كاهش مييابد، فعاليتهايش در نقاط مختلف انجام ميشود و شركت به چيزي تبديل ميشود كه آن را شبكه پيچيده قرار دادها مينامند .
هندي مينويسد : اين سازمانها ساده شده و بعضاً نا پيدا اكنون ركن اصلي جهان ما هستند .
در شركتهاي موج سومي تا جايي كه بتوانندتصميمگيري را از بالا به پائين و به حاشيه منتقل سازند، شركتها ميكوشند دامنه اختيارات كاركنانشان را وسعت دهند و اين نه ناشي از نوع دوستي كه به خاطر آن است كه پرسنل ردههاي پائين تر از كليه اداره كنندههاي رأس هرم غالباً اطلاعات و آگاهيهاي بيشتري دارند و عموماً در مقابل بحرانها واكنشهاي سريعتري نشان ميدهند چيدن تخم مرغ ها در چند سبد، اساس مديريت موج سومي است .
تنوع و پيچيدگي جامعه سوم ، سازمانهاي بسيار متمركز را از كار مياندازد . اگر همه تخم مرغهاي تصميمگيري در يك سبد ريخته شود مديريت با تراكم بيش از حد تصميمات روبرو ميشود . امروز در تهران مجلس و كاخ رياست جمهوري با يكديگر مسابقه گذاشتهاند و سعي دارند در باب مسائل پيچيده و بسيار متغيري كه درباره آن خيلي خيلي كم ميداند، تصميمات عديده اتخاذ كنند .
12- در اقتصاد عضله بنياد موج دوم، گردانندگان كارخانه براي خطوط مونتاژشان خيل عظيم كارگران كوكي و قابل تعويضي را ترجيح ميدادند كه سرشان به كار خودشان باشد و فكر نكنند . كارخانههاي موج دومي، به كارگر يدي احتياج داشتند تا كارگري فكري ، بسياري از مديران بورس در تهران تفكر پيش كامپيوتري دارند ويا به زبان بسيار صريحتر تفكر پيش اينترنتي ، در كارخانه داراي تا قبل از اينكه ربات، كامپيوتر و اينترنت نهادي شود اصل تقسيم كار نهادي شد با اصل تقسيم كار، امور در كارخانه تقسيم شد و كارگر بايد يك كار ثابت را كه حداكثر به يك دقيقه زمان احتياج داشت را مدام تكرار كند . كارگر كارخانه كسي بود كه يك مجموعه يك دقيقهاي را بايد ميليون بار در زندگي خود تكرار ميكرد . اما با آمدن ربات و اينترنت اين كار تكراري از انسان گرفته شد و به ربات واگذار شد . در كارخانه ما قبل ربات كارگر يك ماشين كوكي بود كه بايد يك كار را تكراري انجام مي داد . لذا نبايد فكر ميكرد و چون كار تكراري او به تخصص چنداني احتياج نداشت بسادگي نيز قابل تعويض بود . اما در شركت موج سومي با جايگزين شدن ربات به جاي كارگر كوكي ، شركت به كارگر فكري و برنامه ريز احتياج دارد .
از 200 تخصصي كه در يك شركت موج سومي مورد احتياج است بيش از 190 تخصص را بايد افرادي انجام دهند كه در رأس هرم سازمان نيستند . اين افراد نميتوانند يك كارگر بدون فكر باشند . در كارخانه موج دومي وظيفه پرسنل كاركردن بود و وظيفه مدير عامل فكر كردن . در شركت موج سومي ، با انتقال تصميمگيري در امور تخصصي از رأس هرم به بدنه، فكر كردن به تقدم يك پرسنل تبديل ميشود .
اقتصاد موج سوم به كارگراني احتياج دارد كه فكر كنند سوال كننده مبتكر باشند، و از خطر كردن در توليد استقبال كنند، كارگران كه به راحتي قابل تعويض نباشند .
شكل آشناي كارخانه در گذشته محو شده است . كارخانه مظهر اصولي است نظير استاندار سازي و بيشينه سازي و تمركز و تشريفات اداري . اما توليد موج سومي . توليدي است پسا كارخانهاي و مبتني بر اصول جديد. توليد موج سومي در اماكني صورت ميگيرد كه كوچكترين شباهتي به كارخانه ندارند . در واقع بخش اعظمي از توليد موج سومي در خانه، دفتر كار اتومبيل و هواپيما انجام ميشود .
13- تئوريهاي موج دومي در مورد كارايي ديگر پاسخگو نيست . نبايد خود را در دام تصورات كارگري از واقعيت محصور كرد . ميليون ها ايراني فقير و متوسط در مقابل گذار به شركتهاي موج سومي مقاومت مي كنند . ترس موجه و به جاي آنان اين است كه در اين فرآيند جا بمانند شغلشان را از دست بدهند و به سطوح پائين تر بلغزند . با تغيير فن آوري ، شاهد منسوخ شدن يكشبه مهارتها هستيم و با اين فرآيند افراد بسيار ماهر و تعليم ديده ناگهان بيكار ميشوند .
14- در جامعه موج سوم، عمده اشتغال در بخش خدمات است و نه در بخش صنعت و كشاورزي. اساساً طلايه داران اوليه جامعه موج سوم زماني مشاهده شدند كه در سال 1959 در آمريكا تعداد پرسنل بخش خدمات بيشتر از پرسنل بخش صنعت شدند. در ايران هر هنگام كه ميخواهند براي اشتغال برنامه ريزي كنند تصور عمومي اين است كه بايد براي بخش خدمات محدوديت ايجاد كنند و درست بر عكس اين تز، تنها بخشي كه ميتواند خيل عظيم بيكاران را جذب كند، بخش خدمات ميباشد. در آمريكا 5 درصد، و كانادا 7 درصد و در استراليا 6 درصد شاغلين در بخش كشاورزي هستند . بخش كشاورزي ديگر اشتغال چنداني ايجاد نميكند . و با جايگزين شدن ربات به جاي كارگر و كامپيوتر به جاي كارمند صنعت ديگر اشتغال چنداني ايجاد نميكند در وضع موجود نيز اكثريت ايرانيان نه كارگرند و نه كشاورز و اين ساختار موج سومي اشتغال در ايران را گواهي ميكند . ما درد زايمان تمدني جديد را از سر ميگذرانيم كه نهادهايش هنوز مستقر نشده است . ايراني كاملاً متفاوت در حال سر در آوردن است . ما براي بهبود كيفيت زندگي مردم به سطح بيشتري از اشتغال در زمينه خدمات نياز داريم و نه كمتر . ويژگي شاخص شركتهاي موج سومي ، جوان ماندن آنهاست . جوان ماندن از نظر سن شركت و از نظر نيروي كار ، رقابت بي امان آنان را ناگريز از نوآوري مداوم ميكند اين امر به معناي چرخههاي كوتاه توليد است كه به نوبه خود مستلزم چرخش و جابجايي سريع افراد و ابزارها و عمليات اداري است .
16- شبكه ديجيتال قلب و زيربناي شركتهاي موج سومي است . مشكلات كشور را ديگر نميتوان در چارچوب تمدن صنعتي حل كرد .
17- در شركتهاي ايراني، مشاغل يدي محض به تدريج محو ميشود و كارگران فكري جاي كارگران دست ورز را ميگيرند .
18- نظام موج سومي توليد ثروت ، روابط ديرينه قدرت را در شركتها ، اتحاديهها و حكومت به خطر مياندازد.
19- چه بايد كرد؟ بايد ضمن آنكه به سوي آينده حركت ميكنيم سعي داشته باشيم كسي را جا نگذاريم .
20- ارتقاء سطح بهرهوري و كيفيت در ايران من بعد سمت و سوي موج سومي خواهد داشت .
از سایت تهران اکونومیست کسی خبری داره ؟
پاسخ با نقل قول
پاسخ


ابزارهاي تاپيک
نحوه نمايش

قوانين ارسال
شما نمي توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
شما نمي توانيد به تاپيک ها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد فايل ضميمه كنيد
شما نمي توانيد پستهاي خود را ويرايش كنيد

vB code فعال است
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML فعال است
مراجعه سريع


زمان محلي شما با تنظيم GMT +3.5 هم اکنون 05:26 AM ميباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.6.8
فارسي شده توسط Lamp Data